عاشقان دل شکسته فضای طنز و عاشقانه همراه با داستان های پند آموز درباره وبلاگ خیلی متشکرم بابت بازدیدتون. نويسندگان پادشاهی در زمستان به یکی ازنگهبانان گفت :سردت نیست؟ گفت :عادت دارم گفت :می گویم برایت لباس گرم بیاورند و فراموش کرد. صبح جنازه نگهبان را دیدند که روی دیوار نوشته بود: به سرما عادت داشتم اما وعده لباس گرمت مرا ویران کرد.... نظرات شما عزیزان: پيوندها |
|||
![]() |